تبليغاتX
دنیا مزرعه آخرت

از امورى كه انسان بايد بشناسد تا افعال اختيارى وى شكل مطلوبى پيدا كند، شناختى است كه آدمىژ

 نسبت به زندگى آينده خود دارد.

آيا زندگى، ويژه همين دنياست يا پس از اين عالم نيز، زندگى ديگرى وجود خواهد داشت؟ اين جاست

 كه به مسأله معاد مى‏رسيم و به اين نتيجه كه هم با برهان عقلى و هم از راه وحى مى‏توان عالم

آخرت و معاد را ثابت كرد.(2)

آيا صرف آگاهى از زندگى ابدى انسان، تأثيرى در افعال اختيارى او در اين جهان دارد، يا اين آگاهى

 هنگامى مؤثر است كه بين اين زندگى و زندگى ابدى، رابطه‏اى برقرار نماييم؟

اعتقاد به زندگى اخروى در صورتى مى‏تواند نقش خود را در جهت دادن به رفتارهاى فردى و

اجتماعى ايفا كند كه نوعى رابطه عليت بين فعاليت‏هاى اين جهانى و سعادت و شقاوت آن جهانى

پذيرفته شود و دست كم، نعمت‏ها و عذاب‏هاى اخروى به عنوان پاداش و كيفر براى رفتارهاى

شايسته و ناشايست اين جهان، شناخته گردد.(3)

1 نـاصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 11، ص 194

2ـ براى توضيح بيش‏تر پيرامون براهين عقلى بر ضرورت معاد ر.ك.به: محمدتقى مصباح، آموزش عقايد، درس 44، ص 364ـ366 و براى آشنايى با جايگاه معاد در قرآن نيز ر.ك.به: همان، درس 41، ص 341

3ـ محمدتقى مصباح، همان، درس 41، ص 340

ادامه دارد...



نوشته شده توسط زارع در 1388/4/10 | لینک ثابت نظر (1)

منشأ اين منطق اسلام درباره دنيا نوع نگرشى است كه درباره انسان و جهان دارد. متون اسلامى، جهان را منحصر

 در حيات زودگذر و ناپايدار مادى نمى‏دانند، با اعتراف به عظمت اين دنيا پيوسته حيات ديگرى را كه بسى عظيم‏تر

است گوشزد مى‏كنند. بنابراين، انسان از ديدگاه اسلام با اين‏كه از ميوه‏هاى درخت همين دنياست، ولى دامنه وجود و

حياتش تا ماوراى دنيا هم گسترده شده است.(1) قهرا انسان با اين اهميتش نبايد هدف نهايى خود را دنيا و ماديات

قرار دهد و خود را به دنيا بفروشد.

حضرت على عليه‏السلام در اين زمينه مى‏فرمايد: «وَ لَبِئْسَ المَتْجرُ أَنْ‏ترى الدُّنيا لِنَفْسِكَ ثَمَنا»؛(2) بد معامله‏اى است

 كه خود را به دنيا بفروشى.   

  برای مشاهده مابقی مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوشته شده توسط زارع در 1388/4/9 | لینک ثابت نظر دهيد

برخى معتقدند كه عالم دنيا بالذّات عالم شرّ و فساد و تباهى است. اين‏ها به تمام دنيا با نظر بدبينى نگاه مى‏كنند و راه حلى هم براى سعادت بشر و نجات او از بدبختى ندارند، جز پوچ‏گرايى و در نهايت، خودكشى.

اين قول مستلزم هدفمند نبودن جهان هستى است و اثبات وجود آفريننده‏اى حكيم در رأس هرم هستى، كه مورد اعتقاد اديان توحيدى است، چنين چيزى را رد مى‏كند: «الّذى احسن كل شى‏ء خلقه»(سجده: 7)؛ او همان كسى است كه هرچه را آفريد، نيكو آفريد.

برخى ديگر بر اين باورند كه دنيا بد نيست وگرنه خدا آن را نمى‏آفريد، ولى علاقه و محبت به آن بد است. اين تفسير شايع است. براساس آن، سعادت بشر در مبارزه با اين علايق و اميال و زدودن ريشه آن‏ها است.

نقد در ادامه مطلب



ادامه مطلب


بررسى , نقد , آرا , تفاسير , مختلف , درباره , دنيا
نوشته شده توسط زارع در 1388/4/7 | لینک ثابت نظر دهيد

سرزنش دنيا و حقّانيت موجودات مادى                           

قرآن كريم در آيات فراوانى دنيا را به شدت سرزنش كرده و از آن به عنوان يك زندگانى فانى و ناپايدار ياد كرده است.(1) در عين حال، اين كتاب الهى، آسمان و زمين و كوه و دريا و صحرا و نبات و حيوان و انسان را با همه نظام‏ها و حركت‏هايى كه دارند، باطل نمى‏شمارد، بلكه به عكس، اين نظام را نظام راستين و حق مى‏داند.(2) از اين‏رو، خداى متعال به موجودات و مخلوقات عالم از جماد و نبات و حيوان گرفته تا خورشيد و ماه و شب و روز،(3) سوگند ياد مى‏كند و اين نشان‏دهنده ارزش و اعتبارى است كه خدا براى آن‏ها قايل است.

اساسا بدبينى به آفرينش و نظام هستى با هسته مركزى اسلام، يعنى توحيد سازگار نيست. اين‏گونه نظريه‏ها يا بر ماترياليسم و انكار مبدأ حكيم مبتنى است و يا براساس اعتقاد به ثنويّت است. اما در دينى كه براساس توحيد و اعتقاد به خداى دانا و توانا و حكيم بنا شده است، جايى براى اين افكار باقى نمى‏ماند. آنچه به عنوان فنا و زوال دنيا و تشبيه آن در قرآن به گياهى كه در اثر باران از زمين سر مى‏زند و رشد مى‏كند و سپس زرد و خشك مى‏گردد و تدريجا از بين مى‏رود، آمده، در حقيقت براى بالا بردن ارزش انسان است؛ يعنى انسان‏ها نبايد منتهاى آرزوى خود را امور مادى قرار دهند. خداوند هرگز نمى‏خواهد كه دنيا را در ذات خود شرّ و زشت معرفى كند.(4)

ادامه دارد...

1ـ كهف: 46

2ـ ص: 27 / ابراهيم: 19

3ـ تين: 1ـ 3 / عاديات: 1و2 / شمس: 1و2 / ليل: 1و2

4ـ مرتضى مطهرى، بيست گفتار، ص 240



نگاهى , گذرا , دنيا , آخرت , آيينه , آيات , روايات
نوشته شده توسط زارع در 1388/3/31 | لینک ثابت نظر دهيد

 آگاه باشید، در دنیا چیزی نیست مگر آنکه صاحبش به زودی از آن سیر و از داشتن آن دلگیر می‏شود، جز ادامه زندگی، زیرا در مرگ آسایشی نمی‏نگرند، حیات و زندگی چونان حکمت و دانش است که حیات دل مرده، و بینایی چشمهای نابیناست و مایه شنوایی برای گوشهای کر، آبی گوارا برای تشنگان می‏باشد که همه در آن سالم و بی‏نیازند. ویژگیهای قرآن این قرآن است که با آن می‏توانید راه حق را بنگرید، و با آن سخن گویید، و به وسیله آن بشنوید، بعضی از قرآن از بعضی دیگر سخن می‏گوید، و برخی بر برخی دیگر گواهی می‏دهد، در شناساندن خدا اختلافی نداشته، و کسی را که همراهش شد از خدا جدا نمی‏سازد.

نهج البلاغه :خطبه133 ذکر عظمت پروردگار

امـام صـادق (ع ) فـرمـود: عـیـسـى بـن مـریـم بـقـریـه گـذشـت کـه اهـل ان و پـرنـده هـا و جـاندارانش یکجا مرده بودن ، فرمود: همانا اینها بخشم و عذاب (خدا) هـلاک شـده انـد، و اگـر بمرگ خود بتدریج مرده بودند هر اینه یکدیگر را بخاک سپرده بـودنـد، حـواریون عرض کردند: یا روح الله از خدا بخواه اینان را براى ما زنده کند تا بما بگویند کردارشان چه بوده (که باین عذاب گرفتار شده اند) تا ما از ان دورى کنیم ، عـیـسى (ع ) از پروردگار خود خواست ، پس از جانب فضا بدو ندا شد: که انان را صدا بزن ، پس عیسى علیه السلام شب هنگام بر تپه از زمین بر امد، و فرمود: اى مردم این ده ، یـک تـن از مـیـان انها پاسخ داد، بلى اى روح خدا و کلمه اش ، فرمود: واى بر شما کردار



ادامه مطلب


اندرزهای , جاودانه
نوشته شده توسط زارع در 1388/3/20 | لینک ثابت نظر دهيد

حماد بن بشیر گوید: شنیدم از امام صادق (ع ) که میفرمود: دو گرگ درنده و خونخوار که بگله بى شبانى برسند یکى از اندو در جلو گله بایستد و دیگرى در اخر انها زیان انها بیشتر از دوستى دنیا و شرف براى دین مسلمان نیست .

توضیح :مـقـصـود از دوسـتـى شـرف در روایـت هـمان اعیان منشى و تکبرى است که از این ناحیه پیدا شـود، و سـدى در مـقـابل پذیرفتن حق و دعوت پیمبران گردد، و براستى این گونه خود بـسـتـگـیـها در تاریخ بزرگترین بدبختى بوده که گریبانگر دسته از شرافت مابان شده و انان را از درک هرگونه حقیقى باز داشته است .



ادامه مطلب


دنیا , دوستی
نوشته شده توسط زارع در 1388/3/4 | لینک ثابت نظر دهيد

روش برخورد با دنیا  

پس از یاد خدا و درود! دنیای حرام چونان مار است، که پوستی نرم، و زهری کشنده دارد، پس از جاذبه‏های فریبنده آن روی گردان، زیرا زمان کوتاهی در آن خواهی ماند، و اندوه آن را از سر بیرون کن، زیرا که یقین به جدایی آن، و دگرگونی حالات آن داری، و آنگاه که به دنیا خو گرفته‏ای بیشتر بترس، زیرا که دنیاپرست تا به خوشگذرانی در دنیا اطمینان کرد او را به تلخ‏کامی کشاند، و هرگاه که به دنیا انس گرفت و آسوده شد، ناگاه به وحشت دچار می‏گردد.

نهج البلاغه :نامه 68 به سلمان فارسی

1-حضرت صادق (ع ) فرمود: ریشه و سر هر خطا کارى دوستى دنیا است .

توضیح : بـایـد دانـست که دنیا و دوستى ان بخودى خود مذموم نیست ، انچه مذموم است ان دنیائى است کـه انـسـانـرا از کـسـب کمالات و تحصیل اخرت باز دارد، و او را بمهالک اندازد، و گرنه وسـیـله بـسـیـارى از سـعـادت هـمـیـن دنـیـا و دوسـتـى ان اسـت ، دنـیـا اسـت کـه مـحـل نـزول فـرشتگان رحمت ، و خانه پیمبران ، و جاى تجارت اولیاء خدا بوده ، چنانچه امـیـرالمـؤ مـنـیـن (ع ) فـرمـایـد، و روى هـمـیـن اصـل ، پیمبران و ائمه اطهار از خداى تعالى طول عمر و ماندن در دنیا را مى خواستند، چنانچه در کلام سید الساجدین علیه السلام است ، که از خدا براى صرف در اطاعتش طول عمر مى خواهد، و البته این چنین دنیائى عین اخرت اسـت ، چـنـانچه در روایت صحیح از ابن ابى یعفور حدیث شده است که گوید: عرض کردم بحضرت صادق علیه السلام که ما دنیا را دوست داریم ؟ فرمود: میخواهى براى چه کار؟ عرض ‍ کردم : مى خواهم بوسیله بوسیله ان ترویج کنم و حج بجاى اورم و برنانخورهاى خـود انـفـاق کـنـم ، و به برادران دینى خود برسانم ، و صدقه دهم ؟ فرمود: این از دنیا نـیست ، (بلکه ) این اخرت است . پس رویهمرفته انچه از اخبار و ایات استفاده مى شود ان اسـت کـه دوسـتـى دنـیائى که باعث فراموشى اخرت و تن پرورى و واگذاردن دستورات الهـى و حـرص بـر لذات و شـهـوات و گـنـاهـان و امـثـال ایـنـهـا بـاشـد مـذموم است ، و بعبارت روشنتر دنیا را براى دنیا بخواهند نه براى اخـرت ، ولى اگـر دنـیـا را بـراى درک سـعادات و کسب کمالات و اخرت بخواهد مذموم نیست بلکه ممدوح است

 (این بود ملحض کلام مجلسى علیه الرحمة در باب ذم دنیا)

ادامه دارد...

اصول کافی: باب دوستی دنیا و حرص بر آن



دنیا , دوستی
نوشته شده توسط زارع در 1388/2/30 | لینک ثابت نظر دهيد

و درود خدا بر امیر المومنین ، فرمود: دنیا براى رسیدن به آخرت آفریده شد، نه براى رسیدن به خود. 

نهج البلاغه : حکمت 463 

ضد یاس از رحمت‏خدا امیدوارى به اوست، که آن را صفت رجاء گویند.و «رجاء» عبارت است از:انبساط سرور در دل، به جهت انتظار امر محبوبى. و این سرور و انبساط را وقتى رجاء و امیدوارى گویند که: آدمى بسیارى از اسباب رسیدن به محبوب را تحصیل کرده باشد، مثل انتظار گندم از براى کسى که تخم بى‏عیب‏را به زمین قابلى که آب به آن نشیند بیندازد، و آن را در وقت‏خود آب دهد. اما توقع چیزى که هیچ یک از اسباب آن را مهیا نکرده باشد آن را رجاء نگویند،بلکه غرورو حماقت نامند.مانند انتظار گندم از براى کسى که تخم آن را در زمین‏شوره زارى که بى آب باشد افکنده باشد. و اگر کسى بعضى اسباب را تحصیل کرده و بعضى را نکرده، که حصول محبوب مشکوک فیه باشد آن را آرزو و تمنا گویند، مثل آنکه تخم را به زمین قابلى افکنند امادر آب دادن کوتاهى و تقصیر نمایند. و چون این را دانستى بدان که دنیا مزرعه آخرت است.

                                             معراج السعاده فصل:رجا و امیدواری به خدا



ادامه مطلب


دنیا , براى , آخرت
نوشته شده توسط زارع در 1388/2/26 | لینک ثابت نظر دهيد