از امورى كه انسان بايد بشناسد تا افعال اختيارى وى شكل مطلوبى پيدا كند، شناختى است كه آدمىژ
نسبت به زندگى آينده خود دارد.
آيا زندگى، ويژه همين دنياست يا پس از اين عالم نيز، زندگى ديگرى وجود خواهد داشت؟ اين جاست
كه به مسأله معاد مىرسيم و به اين نتيجه كه هم با برهان عقلى و هم از راه وحى مىتوان عالم
آخرت و معاد را ثابت كرد.(2)
آيا صرف آگاهى از زندگى ابدى انسان، تأثيرى در افعال اختيارى او در اين جهان دارد، يا اين آگاهى
هنگامى مؤثر است كه بين اين زندگى و زندگى ابدى، رابطهاى برقرار نماييم؟
اعتقاد به زندگى اخروى در صورتى مىتواند نقش خود را در جهت دادن به رفتارهاى فردى و
اجتماعى ايفا كند كه نوعى رابطه عليت بين فعاليتهاى اين جهانى و سعادت و شقاوت آن جهانى
پذيرفته شود و دست كم، نعمتها و عذابهاى اخروى به عنوان پاداش و كيفر براى رفتارهاى
شايسته و ناشايست اين جهان، شناخته گردد.(3)
1 نـاصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 11، ص 194
2ـ براى توضيح بيشتر پيرامون براهين عقلى بر ضرورت معاد ر.ك.به: محمدتقى مصباح، آموزش عقايد، درس 44، ص 364ـ366 و براى آشنايى با جايگاه معاد در قرآن نيز ر.ك.به: همان، درس 41، ص 341
3ـ محمدتقى مصباح، همان، درس 41، ص 340
ادامه دارد...

