نقد
اولاً، اين علايق و اميال فطرى كه در روح انسان است، از آن جهت كه فطرى است و روانشناسى جديد هم آن را تأييد مىكند، قابل ريشه كن كردن نيست. حداكثر اين است كه در اثر رياضتها پس رانده شده و به ضمير ناخودآگاه مىرود، ولى بعدها به صورت خطرناكى از مجراى ديگرى ظهور و بروز مىكند و موجب بيمارىهاى روحى و عصبى مىشود.(1)
ثانيا، قرآن كريم همين محبّتها را به عنوان نشانههاى حكمت پروردگار ذكر مىكند. براى مثال، در سوره روم ضمن يادآورى آفرينش بشر و خواب و بعضى چيزهاى ديگر به عنوان نشانههاى تدبير خداوند، مىفرمايد: «يكى از نشانههاى پروردگار اين است كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا به آنها آرام گيريد و در ميانتان دوستى و مهربانى به وجود آورد. در اين حقيقت، نشانهها از تدبير و حكمت پروردگار است براى آنها كه مىانديشند.»(2)
علاقه به دنيا مظاهر فراوانى دارد. مانند علاقه به فرزند، علاقه به پدر و مادر، علاقه به همسر، علاقه به مال و ثروت، علاقه به احترام و محبوبيت. اگر اين علايق نبود، نه نسل بشر تداوم پيدا مىكرد، نه زندگى و تمدن پيش مىرفت و نه حركت و جنبشى بود و اساسا بشرى در روى زمين باقى نمىماند. از اينرو، در آيه مزبور دوست داشتن همسر به عنوان يكى از نشانههاى حكمت پروردگار ذكر شده است.
1ـ گرچه امروزه نظريه فرويد در مجموع رد شده است، ولى اين قسمت آن همچنان مورد قبول بسيارى از علماست.
2ـ روم: 21
بررسى , نقد , آرا , تفاسير , مختلف , درباره , دنيا
